در خشت و آینه telegram.me/khesht_ayenehایران اگر از خشت بالین و اگر از سنگ شد نانمگواراتـر شـرابِ تلخـکامیهاست ایرانم چه داری با خودت ای وحدتِ پوشیده در کثرتکه با تو من بلوچـستان و تبریز و خراسانم هَزارانـت به باغِ صبـح، بانگِ سربلندی زدوطن جان! در خزانت هم یکی از آن هزارانم از اسفندی که بر آذر فشاندی بوی مهر آیداگر چه در هوای فروَدیـنت باز آبانـم بگو با تیغهای تشنه باکم نیست از مردنکه من میراثدارِ کشتهی حمامِ کاشانم***مگر در ظلمتِ گیسوت راهِ روشنی باشد«که جز آن جعد و گیسو را نمیدانم نمیدا
برچسب: نویسنده: مهدی شریعتی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 1:05